رفتن به بالا
  • تعداد اخبار امروز : 0 خبر
  • یکشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۸
  • الأحد ۲۳ جماد أول ۱۴۴۱
  • 2020 Sunday 19 January
  • سه شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۸ - ۰۹:۵۲
  • کد خبر : 12791
  • لنگرود
  • چاپ خبر : زندگی دم و بازدم نیست

نسل و نژاد بیش ترِ آدمیان از یک قاب و قُماش است. بیش تر ِ آن ها بیش ترِ وقتشان را صرف گذران زندگی شان می کنند. اندک آدمیانی اما بوده و هستند که فارغ از غم زندگی روزمره، به خدمت خلق برای خدا مشغولند و سردار سلیمانی، یکی از آن آدمیان بود. او تنها […]

نسل و نژاد بیش ترِ آدمیان از یک قاب و قُماش است. بیش تر ِ آن ها بیش ترِ وقتشان را صرف گذران زندگی شان می کنند. اندک آدمیانی اما بوده و هستند که فارغ از غم زندگی روزمره، به خدمت خلق برای خدا مشغولند و سردار سلیمانی، یکی از آن آدمیان بود.

او تنها از طینت و طبیعت پاک روستایی خود پیروی کرد؛ طبیعتی که غِنای بی پایان و تحسین و ستایش آدمیان برایش به ارمغان آورد، طینت و طبیعتی که او را مبارز و جهادگری بزرگ پرورش داد.

روزهای او مانند ساعت هایی که خداوند به برخی مقرّبان خود ارزانی می کند سرشار از سعادت بود. اسیر دم و بازدم و تنگناهای زندگی و در حسرت آن نبود و رذالت زندگی روزمره، اسیرش نکرد.

هدف همه ی کوش و جوش های خیلی ها در این دنیا جز رذالت نیست و فقط بخاطر خودشان دنبال مال و مقام و این جور چیزها می روند. سردار اما آدم فوق معمولی بود که به کاری بزرگ یا در ظاهر ناممکن دست زد و آن رویارویی همزمان با سه جریان تکفیری، صهیونیستی و امپریالیستی بود.

او در این رویارویی نمُرد بلکه پایداری و مقاومت کرد تا شهید شد و بی جهت نیست که این جا در لبنان، سردار را «سیدالشهدای مقاومت» لقب داده اند و مجاهدان، به خونش سوگند خورده اند که منتقم اش باشند.

مُردن، آسان تر از پایداری و تحمل رنج مبارزه با داعش، اسراییل و آمریکا است. بی شک تنها عشق بود که وجود سردار را ضروری و قوی برای جهاد با این مثلث کرده بود. عشق بود که او را انسانی بزرگ و فهیم و صمیمی و ساده و به دور از عنوان های کلیشه ای کرده بود.

عشق بود که سردار را بیگانه با ذهن و قلبش نکرد؛ قلبی که دوست داشت همیشه از دوستش خبری بگیرد و گرفت و بامداد دوم  ژانویه سال نو میلادی (سیزدهم دی ماه ۹۸) به او ملحق شد. این عشق بدون تردید، هستی دوباره به او بخشید.

سردار برای عشقش و قلبش ارزش بیشتری از عقلش و استعدادش قائل بود؛ عشق و قلبی که سرچشمه ی نیرو و شادابی و مایه ی غرور و قدرت او در رویارویی با سه جریان یاد شده بود.

سردار در نیم قرن، هر علم و دانش و مهارتی که در مبارزه کسب کرد برای هر شخص دیگری هم آموختنی بود اما عشق و قلبش تنها مال خودش بود. تاج او و سردوشی او و سرداری او، عشق بود و او در پرتو عشق توانست به خدا و خالق عشق، نزدیک شود. چند جرعه از جام عشق، جبران همه ی زندگی سراسر رنج و مبارزه اش بود.

انگار پس از او، هیچ کس در این منطقه از جهان، عاشق نیست، بیدار نیست و گویی عاشق بودن و بیدار ماندن برای غیر او، وحشت آور به نظر می رسد. انگار پس از او خیمه ی شب و تاریکی بر منطقه ی خاورمیانه سایه می افکنَد و شب و تاریکی برای ساکنان این منطقه، جغدها و وزَغ ها و خفاش ها و زوزه ی گرگ ها و جسدهای سوخته به همراه می آوَرَد.

امید که خون او، شَفَق به همراه بیاورد . دَمُهُ سَیوقد صُبحا مُبینا

اخبار مرتبط



وعده گاه مسئولین

روز شمار عنوان وعده
تحقق
یافته
پروژه کنارگذر لنگرود
707
روز گذشته
افتتاح بیمارستان جدید لنگرود
670
روز گذشته
سورتمه لنگرود
تحقق
یافته
وعده وام ۱۰ میلیونی خرید لوازم خانگی